اي خدا hard دلم format نما / از فريب ناکسان راحت نما
جمله ويروسند مردمان دون / استغيرالله مما يفترون
فايل عشقت را کپي کن در دلم / deltree کن شاخه هاي باطلم
jumper روح خلائق set نما / گام هاشان در رهت ثابت نما
گر ز انفاست دلي scan شود / از شرور ديد و دذ ايمن شود
بهر روي زرد سيمين تن فرست / بهر دمهاي پر آستر fan فرست
اي خدا file عذابت run مکن / با ضعيفان هيچ جز احسان مکن
از همان صبحي که اول گل دميد / بي نياز از cod خدايش آفريد
کارگاه آفرينش cod نداشت / ram نبود و mouse آن همpad نداشت
عشق گل حق در دل بلبل نهاد / بر شقايق داغ چون lable نهاد
system عشقش بري از هرerror / گوهر مهرش در سينه همچو دُر
عشق نرم افزار راه انداز ماست / عشق password و وصال کبرياست
خالي از عشق و محبت دل مباد / بي صفا چون عاصي intel مباد
بهتر آن باشد سرودن ول کنم / زين تن خاکي دَمي dos shell کنم
+ نوشته شده در بیست و سوم فروردین 1387ساعت 15:45  توسط وحيد
|
بهترين جوك جهان انتخاب شد.اين جوك در بزرگترين طرح علمي پيرامون طنز انتخاب شده است قضيه از اين قرار است كه انجمن پيشبرد علم از كاربران اينترنت در سراسر جهان درخواست كرده بود كه بامزه ترين جوكي كه شنيده اند را برايش ارسال كنند. به گزارش رويتر 2 ميليون تن نظر دادند، اين نظرات مشتمل بر چهل هزار جوك شد و جوك ها از هفتاد كشور جهان براي اين انجمن ارسال شد. نتيجه انتخابات اين جوك بود:
دو شكارچي در جنگل بر روي درختها كمين كرده بودند. يكي از آنها از درخت سقوط كرد. شكارچي دوم احساس كرد دوستش كه از درخت سقوط كرده ، نفس نمي كشد و چشمانش باز و خيره مانده است.
او با موبايل با يك مركز اورژانس تماس مي گيرد و به فردي كه گوشي را برمي دارد مي گويد:
فكر مي كنم دوست من مرده است ، چكار بايد بكنم؟
طرف مقابل به آرامي مي گويد:
دلواپس نباش.
من مي توانم به تو كمك كنم.
ابتدا بايد مطمئن شويم كه مرده است
بعد از سكوتي كه حكمفرما مي شود صداي يك گلوله به گوش مي رسد. شكارچي دوم دوباره گوشي را برمي دارد و مي گويد: بسيار خب ، حالا چه كار بايد بكنم؟!
گورپال گوسال 31 ساله روان شناس برنده اين رقابت شد.
+ نوشته شده در بیست و سوم فروردین 1387ساعت 15:43  توسط وحيد
|
گفتم غم تو دارم
گفتا چشت درآيد!
گفتم که ماه من شو
گفتا دلم نخواهد!
گفتم خوشا هوايي کزباد صبح خيزد
گفتا هواي گرميست! اَه اَه! عرق درآمد!
گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد
گفتا برو به سويي، تا گلّ ني درآيد!
گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد
گفتا که اي واي ديرشد! داد مامان درآمد
+ نوشته شده در بیست و سوم فروردین 1387ساعت 15:41  توسط وحيد
|
يک ترکي ازترکاي ترکيه بنام ترکان روي ترک موتور يک ترياکي، با ترکه ميزنه به ترکه و توي تراکم ترافيک مي خورن به تيرک وکله ترکه ترک مي خوره وموتورش مي ترکه ومتروکه مي شه. ناچار توي تاريکي اونو ترک مي کنه و مي ره کنار رود اترک تارک دنيا مي شه
+ نوشته شده در بیست و یکم فروردین 1387ساعت 22:43  توسط وحيد
|
نسل سوم ؛ بد شانس ترين نسل تاريخ ايران : تو نوزادي شير خشک ناياب شده بود... تو بچگي هم دوران جنگ بود... دوران تحصيل هم هر چي طرح بود رو ما امتحان کردن... نظام قديم، نظام جديد، نظام خيلي جديد... رسيديم دانشگاه سهميه ها بيداد کردن... فارغ التحصيل شديم به خاطر زياد بودن جمعيت کار پيدا نشد... خواستيم ماشين بخريم بنزين سهميه بندي شد .!!!
اس ام اس جدید - اس ام اس توپ - متن خنده دار - sms جدید و خنده دار - بهترین اس ام اس ها - جوک و لطیفه جدید
+ نوشته شده در بیستم فروردین 1387ساعت 0:51  توسط وحيد
|
موقعیت مثلث برمودا
مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایرهای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است.
طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق میگردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمیشود.
وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف میکند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو میگذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر میگردد. »
این محل فتنهانگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن 6 هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر 1945 کسب کرد. 5 فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز میکردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست اما بعد از 23 ثانیه پرواز ناگهان از صفحه رادار محو شد که هر شش هواپیما به طرز فوقالعاده مشکوکی مفقود شدند.
ر اثر مرور زمان سیل شایعات در باره این منطقه قوت گرفت. شایعاتی از قبیل وجود یک هیولای عظیم الجثه در انجا، وجو معبری به جان دیگر، وجو یک نیروی مغناطیسی قوی در انجا و .... که اکثرا زائده تخیل مردم و منجمله روزنامهنگاران بود.
تا این که فکر کنم یک سال پیش بود که در اخبار اعلام شد که دانشمندان پی به دلیل علمی ناپدید شدن کشتی ها در مثلث برمودا پی بردند. انها با عکسبرداری هوایی و ماهواره ای از منطقه پی به وجود گسلها و دهانههایی آتشفشانی بزرگی در منطقه بردند که از آنها گاز متان بیرون میآمد.
جریان این گاز مکررا از دهانه این آتشفشان های ادامه داشته و موجب به ساطع شدن گاز از کف آب میشود. سقوط هواپیماها هم احتمالا به علت وجود گاز متان به نسبت زیاد در هوای اطراف هواپیما بوده و باعث توهم خلبان میشود. و موجب بیهوشی و یا گاه مرگ او میگردد. شاهد این مدعا هم وجود کف سفید رنگ در ساحل بر اثر خروج حباب های متان است که خلبانها بارها به آن اشاره کردند.
اين مثلث برمودا هنوز يک راز بزرگه گاز متان و آتشفشان ممکنه باشه اما علت اصلي نيست هنوز کسي نتونسته اونجا رو ببينه تصاوير ماهواره اي هم منطقه ي متلث شکلي رو نشون ميدن که تقريبا به صورت يه خشکيه که وسطش يه حالتي مانند گرداب بشدت عظيم وجود داره
منطقه وحشت همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز میکنند. کشتیهای بزرگ و کوچک در آبهای آن در حال تردند و افراد زیادی برای بازدید ، به این منطقه مسافرت میکنند، بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر ، در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا ، کشتیها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و میشوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شده است. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانهای وجود ندارد. ثانیا در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدنهای بی دلیل ، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشده است.
+ نوشته شده در دوازدهم فروردین 1387ساعت 17:24  توسط وحيد
|
شركت بریتیش تله كام یا همان BT لیستی از احمقانه ترین سوالاتی را كه كاربران كامپیوتری یا اینترنتی این شركت ارتباطی از مشاوران آنها پرسیده اند منتشر كرد.
برخی از این سوالات آنقدر خنده دار است كه حتی خود سوال كنندگان پس از فهمیدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف كرده اند.
لیست سوالات به شرح زیر است:
1- كاربر: كامپیوتر می گوید هر كلیدی را (ANY KEYS) فشار دهید اما من نمی توانم دكمه ANY را روی كی بوردم پیدا كنم.
2- كاربر: من نمی توانم كانال های تلویزیون را با مونیتورم عوض كنم.
3- كاربر: من با یك نفر در اینترنت آشنا شدم می توانید شماره تلفن او را برای من پیدا كنید.
4- كاربر: اینترنت من كار نمی كند؟
مشاور: مودم را وصل كرده اید ، همه سیم های كامپیوتر را چك كرده اید؟
كاربر: نه الان فقط مانیتور جلوی من است هنوز كامپیوتر و مودم را از جعبه در نیاورده ام!
5- كاربر: پسر 14 ساله من برای كامپیوتر رمز گذاشته و حالا من نمی توانم وارد آن شوم.
مشاور: رمز آن را فراموش كرده؟
كاربر: نه آن را به من نمی گوید چون با من لج كرده
6- مشاور: لطفا روی MY COMPUTER (كامپیوتر من) كلیك كنید.
كاربر: من فقط كامپیوتر خودم را دارم كامپیوتر شما پیش من نیست.
........... ( بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 22:43  توسط وحيد
|
1- مي دونين فرق خانمها با آهن ربا چيه؟..... آهن ربا حداقل يک روي مثبت داره
2- خانمها مثل راديو هستند..... هر چي ميخوان ميگن ولي هر چي بگي نمي شنوند
3- خامنها مثل چسب دوقلو هستند.....اگه دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد ديگه بايد سيم تلفن را بريد
4- خانمها مثل رعدوبرق هستند ..... اول برق چشماشون ميرسه بعد رعد صداشون
5- خانمها مثل ليمو شيرين هستند..... اول شيرين هستند ولي بعد تلخ ميشن
6- خانمها مثل گچ هستند ..... اگه چند دقيقه مدارا کنيد چنان سفت و سخت ميشن که ديگه حالتي نمي گيرند.
7- خانمها مثل کنتور برق هستند..... هر چند سال يکبار عدد سنشون صفر ميشه
8- چرا خانمها نمي توانند نقشه بخوانند/ ..... براي اينکه فقط ذهن مرد هستش که ميتونه تجسم و درک کنه که يک کيلومتر با يک سانتي متر نشون داده شده
9- خانمها مثل اينترنت هستند.... از هر موصوعي بک فايل اطلاعاتي دارند
10- خانمها مثل فلزياب هستند ..... از نزديک طلافروشي که رد ميشن عکس العمل نشان ميدن
11- خانمها مثل موبايل هستند هر موقع کار مهم داريد در دسترس نيستند
+ نوشته شده در بیستم اسفند 1386ساعت 8:41  توسط وحيد
|
1- مي دونيد سريعترين راه به چنگ آوردن قلب يک مرد چيه ؟ پاره کردن سينه اش با يک کارد آشپزخانه
2- مي دونيد مردها مثل مخلوط کن هستند..... براي اينکه تو هر خانه از اون هستش ولي نمي دونين به چه دردي مي خوره
3- مردها مثل آگهي بازرگاني هستند..... يک کلمه از چيزهايي را که ميگن نميشه باور کرد
4- مردها مثل کامپيوتر هستند..... کاربري شون سخته هرگز حافظه قوي ندارند
5- مردها مثل سيمان هستند .....وقتي جايي پهنشون مي کنيد بايد با کلنگ آنها را از جا بکنيد
6- مردها مثل تعطيلات هستند..... هيچ وقت به اندازه کافي بلند به نظر نمي آيند.
7- چرا مردها دوست دارند با دخترهايي آشنا بشوند که قصد ازدواج با اونها را ندارند؟.....شما بگيد چرا سگها به دنبال ماشينهايي واق واق مي کنند که قطد رانندگي اون را ندارند؟
9- مردها مثل طالع بيني مجلات هستند..... هميشه بهتون ميگن که چيکار بکنيد و معمولا هم اشتباه مي گويند
10- مردها مثل جاي پارک هستند .....خوب هاشون قبلا اشغال شده و اونايي که باقي موندن يا کوچيک هستند يا جلوي در منزل مردم
11- مردها مثل باران بهاري هستند.....هيچوقت نمي دونيد کي مياد چقدر ادامه داره و کي قطع ميشه
12- مردها مثل نوزاد هستند..... توي اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز کردن و مراقبت از آنها خسته ميشيد
13- مردها مثل ماشين چمن زني هستند..... به سختي روشن ميشن و راه ميفتن , موقع کار کردن حسابي سروصدا راه مي اندازند و نيمي از اوقات هم اصلا کار نمي کنند.
+ نوشته شده در بیستم اسفند 1386ساعت 8:39  توسط وحيد
|
از تحصيلات كاري در جهان ساخته نيست ، زيرا دنيا پر از انسانهاي تحصيل كرده ولي شكستخورده و نااميد است .
از استعداد هم كاري در جهان ساخته نيست ، زيرا انسانهاي بااستعداد فراواني وجود دارند كه مايوس و شكستخوردهاند .
حتي از نبوغ هم كاري ساخته نيست ، زيرا اصطلاح " نابغه آس و پاس " تقريبا به شكل يك ضربالمثل درآمده است .
تنها چيزي كه كيفيت حقيقي زندگي انسان را مشخص ميكند ، مفهوم طلايي پشتكار است .
+ نوشته شده در نهم اسفند 1386ساعت 0:33  توسط وحيد
|
گفتم تو مال من شو گفتا چه انتظاري
گفتم مگر كه جرم است ؟ گفتا خبر نداري ؟!
گفتم دو چشم مستات آتش زده به جانم
گفتا بسوز و كف كن ، يك عمر در خماري !
گفتم كه عاشقم من گفتا چه حرف مفتي
گفتم خر تو هستم گفتا بده سواري !
رفتم كنار دستش يك لحظهاي نشستم
چيزي به او پراندم با حال شرمساري
ديدم به جاي پرخاش آن فتنهجوي كلاش
با غمزهاي چنين گفت : با من چيكار داري ؟
يك باره شرم كردم ، قلبم تالاپ تولوپ كرد .
آيا چه ميشود گفت در وضع اضطراري ؟
گفتم بده به بنده ، دختر نشانيات را
تا با پدر بيايم فردا به خواستگاري
گفتا به روي نيمكت در پارك شهر بندر
در گوشهاي نشسته يك دختر فراري !
+ نوشته شده در سوم اسفند 1386ساعت 0:19  توسط وحيد
|